Book Café

بیاین بیشتر کتاب بخونیم، باشه؟

•¹چالش کتاب•

آرو. 2023/8/20، 22:56

سلام!

میدونم یه مدت نبودم، اما درگیرم و احتمالا تا یه مدتی نتونم پست بزارم.

بگذریم، چالش داریم!

اینطوریه که شما به من سه تا عدد میگین و من جمله ی منتخب رو از کتاب انتخاب می کنم.

مثال:

کتاب۳۳۳،صفحه۳۳،خط۳

منم با یه جمله جوابتون رو میدم. تو کامنتا بگین حتما^^

مراقب خودتون باشیین:)

عروس دریایی~The thing about jellyfish

آرو. 2023/8/9، 22:45

سلام!

معرفی کتاب قشنگ عروس دریایی. ادامه منتظرتونه:)

راستی، اگه خوندینش نظرتونو بهم بگین، خوشحال میشم بشنوم

کمی نور"

آرو. 2023/8/4، 17:57

برای لذت بردن از زندگی فقط دو چیز نیاز داشت: کتابی که او را در فکر فرو برد و کمی نور.
او از تکه ای کاغذ کوچک و کلمات لذت می برد، و آموخته بود چیز های دیگر آزارش ندهد. هر وقت بی قرار یا ناراحت می شد، هر وقت دلش تنگی می کرد و هر وقت نیاز به آرامش داشت؛ کتابی را برمی داشت و غرق در خواندن می شد.
امن ترین مکان دنیا برایش کتابخانه ی کوچکش بود؛ کتابخانه ای با کتاب هایی بی نظیر. کتاب هایی که در طول زندگی اش آنها را با عشق ورق می زد.
آری،‌ دختری بود که هر کتاب را چندین بار می خواند، انگار اولین بار است که وارد دنیای زیبای کتابش می شود. هر صفحه، هر جمله و هر کلمه را آرام با چشمانش مزه می کرد؛ عطشش برای خواندن سیری ناپذیر بود. می خواند و می خواند و می خواند...

اعجوبه~Wonder

آرو. 2023/8/3، 18:14

سلام!

معرفی کتاب اعجوبه:)

اگه خوندینش ممنون میشم نظرتونو بهم بگین🍃

آرو. 2023/8/2، 18:16

"وقتی داستان‌ های غم انگیز می‌ خوانیم، با شهامت خودمان را در آن موقعیت‌ ها تصور می‌ کنیم؛ اما به محض اینکه واقعا غصه دار می‌ شویم، تازه می‌ فهمیم تحمل کردنش چه کار سختی است!"

تله موش~The mousetrap

آرو. 2023/8/1، 21:52

سلام:)

معرفی کتاب آورده م، اونم چه کتابی!

هشدار: این کتاب در ژانر جناییه و خوندنش برای افراد کم سن ممنوع!

سفید و سیاه"

آرو. 2023/7/23، 21:26

تپ، تپ، تپ.
سکوت دلهره آوری برقرار بود. به جز صدای پاهایش چیزی نمی شنید.
تپ، تپ، تپ.
به سمت صندلی کوچک رفت و آرام نشست. دستش را روی کلید های پیانو کشید. چشمانش را آرام بست و کلید ها را با انگشتان ظریفش احساس کرد:
سفیدو سیاه، کنار هم. عجیبه، نیست؟
شروع کرد. نمی دانست چه می کند اما انگشتانش می دانستند. روی کلید ها حرکت می کردند و نوایی جادویی و آمیخته با احساس شور و وجد را به ارمغان می آوردند.
با شنیدن طنین صدای نت ها بند بند وجودش لرزید و لبریز از هیجان شد.صدای نت های قلبش در سالن می پیچید و سکوت وهم آور را در هم می شکست...

مردی با لباس قهوه ای~A man in brown suit

آرو. 2023/7/23، 11:22

سلام، من اومدم:)

برای معرفی کتاب"مردی با لباس قهوه ای" به ادامه برین.

+هشدار: این کتاب در ژانر جناییه و خوندنش برای افراد کم سن ممنوع!

ابزار وبمستر

A Little Bit About Me
به ستاره ها خیره شده بود‌. آیا نمی فهمید نور چقدر بر انگشتانش سنگینی می کند؟