Book cafe
یادتونه قبلا یه داستان نوشته بودم که اینجا رو توصیف می کرد؟
+برای خوندنش روی داستان کلیک کنین.
خب، این پارت دوشه!
بهانه ای برای نوشتن.
زیر این پست، هر سوالی از من دارین میتونین بپرسین، این جادوگر کوچولو مشتاقانه بهتون جواب میده:>
یادتونه قبلا یه داستان نوشته بودم که اینجا رو توصیف می کرد؟
+برای خوندنش روی داستان کلیک کنین.
خب، این پارت دوشه!
بهانه ای برای نوشتن.
زیر این پست، هر سوالی از من دارین میتونین بپرسین، این جادوگر کوچولو مشتاقانه بهتون جواب میده:>
اینو از وب شیزوکو بر داشتم.
1.خودت را در سه کلمه یا یک جمله توصیف کن.
کتاب خون، نویسندگی، مهربون.
2.آخرین باری که گریه کردی چه زمانی بود؟و چرا؟
فکر می کنم دو هفته پیش، دلیلش رو نمی خوام بگم.
3.چیزی که در آن اصلا خوب نیستی چیست؟
حرف زدن در مورد مشکلات. جدیدا نمیتونم درست ارتباط برقرار کنم، خیلی عجیبه.
4.بزرگترین توانمندی تو چیه؟
به اینکه میتونم بنویسم افتخار می کنم.
5.از اسمت راضی هستی؟؟
آره.
6.اگر یه عینک داشتی که میتونستی ذات آدما رو ببینی، اولین نفری که میدیدی کی بود؟
بهترین دوستم.
7.فرد مورد علاقه خود را در سه کلمه توصیف کن
سه کلمه که نمیشه...ولی خب...همه جوره پشتمه، دوستم داره و بهم اهمیت میده.
8 .تصور غلطی که مردم از تو دارند چیست؟
اونها فکر می کنن آدم ساده ای ام، ولی خب من می فهمم و فقط به روم نمیارم.
9.تا به حال عاشق شده ای؟
وابستگی دارم، یا دوست داشتن شدید کسی ولی عشق... فکر نمی کنم.
10.اگر در قرعه کشی 2 میلیارد تومان برنده شوی چه می کنی؟
باهاش کلی کتاب و یه دونه گربه می خرم!
بیاین یادی بکنیم از:
+بعد از این همه مدت، سوروس؟
- همیشه.

همین که بهار قدم بر زمین نهاد، گل هایی همچون برف و چوانه هایی که امیدوارانه قامت راست کرده بودند از دل خاک بیرون آمدند.
همین که بهار قدم بر زمین نهاد، ابر ها از ذوق و سرمستی اشک ریختند و قطرات گوارا و زلال باران را از دل آسمان فرو فرستادند.
همین که بهار قدم بر زمین نهاد، زمین پوشش خشک و سرد خود را در آورد و ردایی سبز از جنس جوانه های سبز به تن کرد.
همین که بهار قدم بر زمین نهاد، دنیا زیر و رو شد.
ورود بهار و سال نو رو بهتون تبریک میگم، عیدتون مبارک!
________________________________
اولین پست سال ۱۴۰۳!