Book Café

بیاین بیشتر کتاب بخونیم، باشه؟

آرو. 2023/12/18، 13:50

دن متفکرانه گفت: «نمی‌دانم زندگی همیشگی در این دنیا چه مزه‌ای دارد.» دختر قصه‌گو گفت: «به نظرم بعد از مدتی آدم خسته شود، ولی فکر کنم من یکی که خیلی طول بکشد تا کارم به خستگی بکشد.»

چشم ها

آرو. 2023/12/17، 15:50

-گاهی اوقات چشم ها
قدرت بیان پیدا می کنند..قدرت بیانی که بدون صداست؛ اما خیلی قوی تر از زبان وخیلی راستگو تر..
+نمی فهمم؟!
-یعنی گاهی اوقات، با برقراری ارتباط چشمی میتونی نا گفته های قلبتو برسونی، ناگفته هایی که کلمات قدرت بیانشون رو ندارن..
+فقط، کافیه آدمش رو داشته باشی..

داستان|شاهدخت ماه³

آرو. 2023/12/8، 16:10


می دانی که پشت ماه گرفتگی هایی که روی پوستت داری، افسانه ای نهفته است؟ آنها نشانه هستند و تو را فرا می خوانند، پس به داستانی که نقل می کند گوش بسپار...!
_________________________________________________________________________________________________

آرو. 2023/12/3، 23:7

ماریلا گفت:"به نظر من این جمله اصلا آرامش بخش نیست."

-چرا، کلمات این جمله خیلی قشنگ و رویایی اند و من با گفتن آن ها خودم را در نقش قهرمان یک داستان تصور می کنم. من عاشق چیز های رویایی ام و گورستان امید های بر باد رفته رویایی ترین چیزی است که می شود تصور کرد،این طور نیست؟ این که می توانم چنین رویایی را تصور کنم خوشحالم!

ال.ام.مونتگومری|نویسنده

آرو. 2023/11/30، 16:56

از اونجایی که دوباره به دنیای آنه، دخترک مو قرمز مورد علاقه م سفر کردهم، تصمیم گرفتم سری هم به دنیای نویسنده و خالق بی نظیرش بزنم و این بار، شما رو هم با خودم همراه کنم:))

کتاب!

آرو. 2023/11/28، 17:50

پناه بر کتاب؛

از شر تمام نا ملایماتی که بر قلبمان سنگینی می کند..")

داستان| شاهدخت ماه²

آرو. 2023/11/23، 19:22


می دانی که پشت ماه گرفتگی هایی که روی پوستت داری، افسانه ای نهفته است؟ آنها نشانه هستند و تو را فرا می خوانند، پس به داستانی که نقل می کند گوش بسپار...!
_______________________________________________________________________________________________

ابزار وبمستر

A Little Bit About Me
به ستاره ها خیره شده بود‌. آیا نمی فهمید نور چقدر بر انگشتانش سنگینی می کند؟