Book Café

بیاین بیشتر کتاب بخونیم، باشه؟

چالش نویسندگی

آرو. 2023/11/21، 15:51

-سرفه می کنم-

درود، حالتون چطوره؟

در ادامه یه سری موضوع هستن، که باید با هر سه تاشون متن/داستان بنویسین. اگه از اینا استفاده کردین، بهم خبر بدین تا داستان ها و متن های فوق العاده تون رو بخونم!

۱. قلم پر، افسون، اتفاقی جبران ناپذیر

۲. خاطره، احساسات، گوی نورانی

۳. آینه، مجسمه ی فرشته های نقره ای، تصمیم اشتباه

۴. کتاب قدیمی، بوی قهوه، آرزو

۵. شکوفه های گیلاس، دوراهی، مرگ

۶. ذوقی که کور می شود، نیمه ی گمشده، سیب سرخ

۷. قلب شکسته، چاقوی خونین، اشک

۸. قطرات باران، چتر مشکی، پوزخند

۹. کمد چوبی، درنا، راه پله

︶꒷꒦︶ ๋࣭︶꒷꒦︶︶꒷꒦︶ ๋࣭︶꒷꒦︶

موفق باشین!

هفته ی کتاب و کتابخوانی مبارک!

آرو. 2023/11/13، 13:26

_تاحالا فکر کردی...که چی میشد اگه می تونستیم در آن واحد تو دنیا های دیگه زندگی کنیم؟
+من تجربه ش کردم و می کنم!
_مثلا چی؟
+ مثلا کلید یه باغ مخفی رو پیدا و راز هاش رو کشف کرده م، توی یه بشکه ی سیب پنهان شدم و از توطئه ی دزد های دریایی با خبر شدم، تو یه دهکده ی قشنگ به سرپرستی گرفته شدم و رویاپردازی کردم، به مرکز کره ی زمین سفر کردم و یه مروارید درشت و قیمتی رو صید کردم ولی به جاش خانواده مو از دست دا...
_اما چطوری؟
+ فقط صفحات کاغذی رو ورق زدم!
_____________________________________

هفته ی کتاب کتابخوانی مبارک!

"با یه کوچولو تاخیر"

پروانه ها بال های ...

آرو. 2023/11/10، 14:33

پروانه ها بال های سفید رنگشان را باز کردند و به پرواز در آمدند.

نه، خوب نبود. روی جمله را خط زد و دوباره قلمش را در دستانش فشرد. نوک انگشت های کشیده و ظریفش که قلم را محکم در آغوش گرفته بودند، به سفیدی می زد.

پروانه ها فارغ از هر گونه درد و رنج، در آسمان آبی بال هایشان را گشودند.

این جمله نیز چنگی به دل نمی زد، نا امیدانه روی آن را نیز خط کشید. کاغذ همچنان به او چشمک می زد و وادارش می کرد دوباره تلاش کند. آهی کشید و قلم را دوباره بر روی کاغذ گذاشت.

پروانه ها بال های ظریفشان را گشودند و در آسمان آبی رنگ همچون دانه های برف پخش شدند.

نه، نه، نه!

نمی توانست. کلمات یاری نمی کردند. کفری شده بود، با نا امیدی کاغذ خط خطی شده را مچاله کرد و به گوشه ای انداخت، قلم قهوه ای رنگ را به طرفی دیگر پرتاب کرد و سرش را روی میز گذاشت. موهای خرمایی رنگش روی صورتش پخش شده بودند..

باغ مخفی~Secret garden

آرو. 2023/11/8، 15:33

یه کتاب قشنگ و اسرار آمیز، با توصیفاتی که میتونه آدم رو محو خودش کنه!

داستان|شاهدخت ماه¹

آرو. 2023/11/1، 20:43


می دانی که پشت ماه گرفتگی هایی که روی پوستت داری، افسانه ای نهفته است؟ آنها نشانه هستند و تو را فرا می خوانند، پس به داستانی که نقل می کند گوش بسپار...!
______________________________________________________________________________________________

هالووین مبارک!

آرو. 2023/11/1، 20:32


- به چی فکر می کنی؟
+ به اون مترسکی که میخواست با کلاغا دوست بشه اما اونا ازش فرار کردن، به خاطر ظاهر ترسناکش...
- خب که چی؟
+ نفهمیدی؟ ما هم گاهی شبیه اون مترسکیم، قبول داری؟ گاهی ما رو از روی طاهرمون قضاوت می کنن و درون رو نمی بینن، یعنی، نمیتونن ببینن.
- تو خیلی عجیبی!

_______________________________________
هالووینتون مبارکک!

ابزار وبمستر

A Little Bit About Me
به ستاره ها خیره شده بود‌. آیا نمی فهمید نور چقدر بر انگشتانش سنگینی می کند؟